مؤلف مجهول
148
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
باشد » ( النقض ، ص 459 ) . در ترجمهء تاريخ طبرى آمده است : « گفت ايها الامير تو كسى را نكشتى جز به حق ، حجاج سر جنبانيد گفت هيهات يابن مسلم ، اگر آن روز را كى من از او همىترسم مرا حاكم كنند و ترا معدل كنند چنين بود » ( ص 383 ) . مؤلف مجمل التواريخ مىنويسد : « و به مشهد قاضى و معدلان وزير رفته بود [ ند ] به راه و با وى عهد كرده و سوگند خورده » ( مجمل التواريخ و القصص ، ص 370 ) . براى اطلاع بيشتر نگاه كنيد به : النقض ، حاشيه ص 459 و تحليل اشعار ناصر خسرو ذيل مزكى و معدل . ( 69 ) ص 113 ، س 4 هوازى : ناگاه ، ناگهان ، غفلة ( فرهنگ معين ) . اسدى طوسى گفته است : هوازى جهان پهلوان را بديد * كه در سايه گل همى مل كشيد ( گرشاسبنامه ، ص 220 ) فرخى گفته : به مهمان هوازى شاد گردم * ز دست رنج و غم آزاد گردم ( ديوان فرخى ، ص 453 ) در تفسير كمبريج چند بار آمده است : « هوازى كس خبر نداشت كى بادى از زمين برخاست » ( تفسير كمبريج ، ورق 204 ) . يا اين شاهد : « پس هوازى نگاه كردند ابرى ديدند » ( تفسير كمبريج ، ورق 251 ) . مسعود سعد گفته است : امروز هوازى به راه پيرى * همچون ره از پيش كاروانم ( ديوان مسعود سعد ، ص 355 ) در ورقه و گلشاه آمده : هوازى ز گلشه يكى ياد كرد * رخش گشت زرد و دمش گشت سرد ( ورقه و گلشاه ، ص 109 ) همچنين نگاه كنيد به : ورقه و گلشاه ، ص 115 ؛ ديوان فرخى ، ص 147 ؛ تفسير كمبريج ، ورق 199 - 216 - 281 - 314 - 343 - 357 - 368 . ( 70 ) ص 117 ، س 17 از شير بازكردن : در خراسان « از شير واكردن » مىگويند كه همان « از شير گرفتن » است . فراهم آورندهء تاريخ گرديزى گويد : « كه چون افريدون را از شير مادر باز كردند » ( زين الاخبار ، ص 246 ) . در تاريخ بيهقى آمده :